![]() |
![]() |
|
| کنون که می دمد از باغ نسیم بهشت ××××× من و شراب فرح بخش و یار حور سرشت |
|
به نام او
سلام به کجا چنین شتابان ز غبار این بیابان همه آرزویم اما سفرت به خیر اما هر نسیمی از یه سمتی میاد از یه سمتی میره ُ منم می خوام از ین قاعده مستثنی نباشم . خیلی وقته این تصمیم رو گرفته ام ولی یه اتفاقی مزید بر علت شد تا تصمیمم رو عملی کنم . می دونم نه اومدنم حس شد نه رفتنم قراره حس بشه چون یه نسیم کوچولوی بی تاثیر بودم بین کلی نسیم روح نواز... خواهش میکنم هر بدی از من دیدید حلالم کنین ُ آخه من هیچ عمل نیکی ندارم که روز حساب از اون کم بشه و به حسابتون واریز بشهُ بدیهام هم اونقدر زیاد هست که تحمل افزوده شدن نداره ... اگه کسی هست که فکر می کنه در حقش جفایی شده خواهش میکنم همینجا بگه ُ تا یه جوری باهم حساب کنیم. هر وقت یه نسیم از طرف دوست دریافت کردید یاد من حقیر بیفتین و واسه ام دعا کنین . از خیلیا خیلی چیزا یاد گرفتم.ُ شاید یه روزی برگشتم ولی اون روز خیلی با امروز فرق داره .
برام خیلی دعا کنین علی یار همتون
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:29 توسط نسیم |
|
|
به نام او سلام به همه دوستان گلموای میدونم خیلی وقته آپ نکرده ام ،ببخشید ، ولی واقعا وقت نمیشه ، دیروز استادمون میگفت کسیکه دانشجوی ارشده اونم هندسه نباید به فکر تفریح باشه ، همه گفتند استاد فکر می کنی ما تفریح هم داریم ؟ البته اونا واقعا تفریح ندارند طفلیا ... بخوای حسابش رو بکنی منم تفریحم فقط مهمونیه اگه نه اینترنت خیلی ساله که دیگه واسه من به عنوان یه تفریح به حساب نمی آد ، مثه معتادا که اولش تفریحی مصرف می کنند بعدا به اعتیاد تبدیل میشه . امروز بعد از کلاس منیفلد به استادمون ( یه خانم دکتر خیلی گل و ناز و عزیزیه که نگو یه دفه جاخورد برگشت گفت : اینجا ازین چیزا نداریما ؟!!! گفتم : باشه ، ممنون ! یه دفه انگار دلش به حالم سوخته باشه در اومد گفت : این حرفه خودتونه یا بقیه دوستان هم همین نظر رو دارند ؟ منم چون روز قبلش از دو تا از بچه ها پرسیده بودم گفتم نظر بقیه هم هست و یه نگاهی به بقیه کردم و همه با سر تایید کردند . استاد گفت : خیلی خب باشه . هیشکی باورش نمیشد . ولی من تا حالا به عمرم نشده از یه استادی چیزی بخوام قبول نکنه . از کلاس که اومدم بیرون رفتم سراغ عاطفه عزیزم که اومده بود دنبال کارای پایان نامه اش ، خیلی خوشحال شدم دیدمش ... وقتی رسیدم خونه سر کوچه همسایمون رو دیدم ، یه پیرزن مهربون ، گفتم سلام حاج خانوم ؛ گفت : سلام عزیزم . خوبی خانوم وکیل ؟!! گفتم : حاج خانوم من خانوم وکیل نیستم ، خواهرشم ، ولی انگار متوجه نشد بازم احوالپرسی با خانوم وکیل می کرد ... من نمی دونم چرا همه من و خواهرم رو اشتباه می گیرند ؟ در صورتیکه خیلی شبیه نیستیم !!!!!!!! چند روز پیش از دانشگاه که برمی گشتم تو اتوبوس یه خانومی نشسته بود چیریک چیریک تخمه می شکست و پوسته هاش رو می ریخت کف اتوبوس ، داشتم از حرص می مردم ولی جرات نمی کردم بهش چیزی بگم ، مطمئن بودم اگه حرفی بهش بزنم ... خلاصه روم رو برگردوندم که نبینمش تا کمتر حرص بخورم ولی صدای چیریک چیریکش نمی ذاشت . امروز هم یه بنده خدایی میگفت تو دانشگاهشون هرچی میخوره آشغالاش رو پخش میکنه ؛ گفتم اونوقت چرا ؟ گفت پولش رو میدیم ، بهش گفتم تو پول می دی به یکی دیگه یه بنده خدای دیگه باید این زباله ها رو جمع کنه!!! این انصافه ؟!!! ای روزگار ...
در آخر یه سخن از یه عزیز : سه چیز هلاککننده است و سه چیز نجات دهنده است ؛ سه چیز هلاک کننده : بخلی است که مطیع آن شوند و هوسی است که از آن پیروی کنند و شیفتگی شخص به خودش که تباه کننده عمل است و برانگیزنده خشم خداوند سبحان . و سه چیز نجات دهنده : ترس از خداست در آشکار و نهان و اعتدال در فقر و توانگری و عدالت در حال خشم و خوشنودی ./ نهج الفصاحه / 3235
اللهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 21:24 توسط نسیم |
|
|
به نام او ای کسی که با احسان و فضل خویش بندگان را به حمد وسپاس واداشته و آنان را در من و عطای خویش غرق کرده ای . خدایا ! و تو ... ماه رمضان را قرار دادی ، ماهی که آن را از سایر ماهها ممتاز گردانیدی ...و بر تمام اوقات سال آن را به نزول قران و نور در آن ترجیح داده و مقدم داشتی ... آنگاه ما را بر دیگر امت ها مقدم فرمودی و در میان پیروان آیین ها به سبب فضل و فضیلت آن ماه ، ما را برگزیدی ، پس به امر و فرمان تو روزش را روزه و به کمک تو شبش را به عبادت برپا داشتیم ... پس ما اینک او را وداع و بدرود می گوییم در حالیکه فراق و هجرانش برای ما سنگین است و روی برتافتنش از ما ، برای ما غمبار و وحشت زلا و هراس انگیز است و بر عهده ما پیمان ناگسستنی و حرمت شایسته پاسداشت و حقی که ادایش لازم است می باشد و از این جهت است که ما می گوییم : سلام بر تو ای بزرگترین ماه و ای ماه اولیا و دوستان خدا ! سلام بر تو ای همسایه ای که در کنار او قلب ها و دل ها رقیق و نرم شد و گناهان در او کاهش یافت . سلام بر تو که هیچ ایامی و روزگاری با او پهلو نزند و رقابت نکند . سلام بر تو که وداع و بدرود ما نه از روی خستگی و ترک روزه اش نه از سر دلتنگی و ملامت است . خدایا ! به هر گناه کوچک یا بزرگی که در این ماه بدان نزدیک شدیم و یا گناهیی که مرتکب آن گشتیم و یا خطایی که کسب کردیم از روی عمد یا فراموشی ، بر خویشتن ظلم کردیم و یا حرمت کسی را هتک کردیم . پس بر محمد و آل درود فرست و ما را به پرده خویش بپوشان و به عفو خویش از ما درگذر و ما را در این ماه در پیش چشم شماتت گران قرار مده و زبان طعنه زنندگان را بر ما باز مکن و ما را به رافت و مهربانیت که پایان پذیر نیست و به فضل و کرمت که کاستی پذیر نمی باشد به امری برگمار که خطاهایی را که در این ماه انجام دادیم و تو آن را بر ما نپسندیدی از ما فروریخته و بپوشاند . فرازی از دعای 45 صحیفه سجادیه – هنگام وداع با ماه رمضان
عیــــــــــد رمضان آمد و مـــــاه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
این عید بزرگ رو به همه دوستای گلم تبریک میگم. علی یارتون
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:48 توسط نسیم |
|
|
به نام او خدایا مهلتم دادی در حالی که می توانستی ندهی !!! برگرفته ازدعای ابوحمزه شهادت مولی الموحدین ، امیر مومنان ، پیشوای متقین بر جهان و جهانیان تسلیت باد . سلام به همه دوستای گل خودم نماز روزه هاتون قبول اول از همه عزیزان عذرخواهی میکنم به دو دلیل : 1 . دیر به دیر وبلاگم آپ میشه 2. دیر به دیر بهشون سرمیزنم . آخه حسابی درگیر این درسا شدم ، یه استاد داریم اصلا درس نمیده ، خودمون باید درس بدیم ، واسه همین همه اش درگیر فهمیدن اثبات قضیه هام ، البته درسش قشنگه ولی خوب همه وقتمون رو می گیره . اینجا برخلاف دوره لیسانس که من و دوستام یه اکیپ 6 نفره بودیم ، فقط 5 تا هم کلاسی دارم ، 4 تا دختر یه پسر ، هیچ کدوم هم اصفهانی نیستند . اوایل برام خیلی سخت بود ، ولی خوب دارم عادت می کنم ، یه دوست گل گلاب هم پیدا کرد که مشهدیه ، خیلی ماهه . ولی هیچ کس مثه هاجر جون و الهه جون و زهرا گله و الهام جونم نمی شه ، دلم براشون حسابی تنگ شده ، من و هاجر جون حداقل هفته ای 2 بار همدیگه رو میدیدیم ولی الان حدود 2 هفته است همدیگه رو ندیدیم .مولام علی می فرمایند « از دست دادن دوستان غربت است .» خوب از درس و دانشگاه بیایم بیرون چند وقت پیش وقتی میخواستم از یکی از دوستانی که تو اردوی جمکران باهاش آشنا شده بودم ، خداحافظی کنم ، بهش گفتم : « خیلی برام دعا کن .» گفت : « مگه چقدر غم داری ؟!!!!» ازش انتظار نداشتم همچین چیزی بگه بهش گفتم همه ما نیاز به دعا داریم ، مولام علی می فرمایند : « آنکس که به شدت گرفتار دردیست نیازش به دعا بیشتر از تندرستی که از بلا در امان است نمی باشد ./ حکمت 304 نهج البلاغه » امشب شب قدره اول ازهمه برای اونی که بیشتر از همه ما به دعا نیاز داره دعا کنین ، اگه یادتن بود به منم دعا کنین . و اما حرف آخر : امام علی : « در شگفتم از کسی که میتواند استغفار کند و نا امید است / حکمت 87 نهج البلاغه » امام باقر (ع) از امام علی (ع) نقل فرمود : « دو چیز در زمین مایه امان از عذاب خدا بود ؛ یکی از آن دو برداشته شد ، پس دیگری را دریابید و بدان چنگ زنید ، اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امان باقیمانده استغفار کردن است ، که خدای بزرگ به رسول خدا فرمود : " خدا آنان را عذاب نمی کند در حالیکه تو در میان آنانی و عذابشان نی کند تا آن هنگام که استغفار می کنند . "/ حکمت 88 » علی یارتون
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 17:9 توسط نسیم |
|
|
شهر الرمضان الذی انزل فیه القران هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان / بقره 185 حمد وسپاس خدایی را که ما را به حمد و سپاس خویش هدایت فرمود و از اهل آن قرار داد تا از شکرگزاران او در برابر احسان وی باشیم و ما را بر این کار پاداش محسنان و نیکوکاران عطا بخشید . و حمد وسپاس خدایی را که یکی از آن راههای احسان به بندگان را ماه خودش قرار داد . ماه رمضان ماه روزه و ماه سلام وماه طهارت و ماه آزمایش و پالایش و ماه قیام « ماهی که قران را در آن نازل فرمود برای هدایت کردن مردم همراه با حجت های بین و آشکار وبرهان های جداکننده حق از باطل ». خدایا ! بر محمد وآل او درود فرست و معرفت فضل و برتری این ماه و بزرگداشت حرمت و حفظ و خودداری از آنچه در آن ماه منع فرموده ای را به ما الهام کن و در روزه گرفتن در آن ماه با حفظ جوارح و و اعضا از معاصی تو و کاربرد آنها در آنچه موجب رضایت توست یاری فرما . تا با گوش های خود صدای لغو نشنویم و با چشم های خود به تماشای لهو سرعت نگیریم و دست های خود را به سوی حرامی نگشاییم و با گامهای خویش به سوی ممنوعی گام نزنیم و شکمهایمان جز به آنچه تو حلال کرده ای پر نشود و زبانهای ما جز بدانچه مورد تمثیل تو بوده و تو گفته ای سخنی نگوید و به چیزی نپردازیم. و ما را در نماز در مرتبه آنانی قرار ده که به منازل ومراتب والای آن راه یافته ، ارکان آن را حفظ و آنرا در وقتش بر همان اساس که سنت و آیین بنده و پیامبرت – که درود تو بر او و آل او باد – می باشد ادا می کنند ، در رکوع و سجود و تمام متعلقات آن در نهایت طهارت و پاکی و تمام ترینش و روشنترین خشوع و رساترینش. و ما را توفیق ده که در این ماه به تو تقرب جوییم با اعمال پاکیزه ای که ما را از گناهان پاک سازند و از اینکه دوباره عیوب وگناهان را از سر گیریم بازمان دار . خدایا ! به حق این ماه و به حق آن کسیکه از ابتدا تا انتها بندگی تو کرده و سر بر آستان تو نهاده ؛ از ملکی که او را مقرب ساختی و یا نبی و پیامبری که او را مبعوث نمودی یا بنده صاحی که او را برگزیدی ؛ از تو درخاست میکنم بر محمد و آل او درود فرستی و ما را در این ماه به کرامتی که به دوستانت وعده فرمودی شایسته گردانی و ما را در صف آنهایی قرار دهی که به واسطه رحمت تو شایسته مقام رفیع و والا گشته اند . خدایا ! بر محمد و ال او درود فرست و با محو شددن هلال ماه گناهان ما را محو فرما و با سپری گشتن ایام و روزهای آن ، تبعات و پیامدهای گناهان مارا نیز سپری گردان و آنها را از دوش ما بردار تا در حالی آن ماه بر ما بگذرد که ما را از خطا ها صاف و خالص و از سیئات و بدی ها خلاص کرده باشی./ فرازی از دعای 44 صحیفه سجادیه هنگام نزدیک شدن به ماه رمضان
سلام به همه دوستای گلم خدا رو شکر داریم به ماه رمضان نزدیک میشیم . این دعایی که نوشتم از امام سجاد واقعا قشنگه بهتون پیشنهاد میکنم کاملش رو از صحیفه بخونید . هربار میام وبم رو آپ کنم پیش خودم کلی فکر می کنم ببینم این متن ارزش داره که به خاطرش وقت و چشمای دوستای گلم صرفشون بشه یا نه ، واسه همین دیر به دیر آپ می کنم تا خدای نکرده مدیون کسی نباشم . چند وقت پیش من و مامان و خواهرم و داداشم و زن داییم رفتیم تو پارک قدم بزنیم ، یه دفه وقتی رسیدیم نزدیک رودخونه ( زاینده رود ) مامانم گفت بیاین همینجا بشینیم . داداشی جونم گفت اون وقت این چه نوع قدم زدنه ؟!!!!!!!!!! زن داییم گفت بیا بشین کنار آب تا مثه آب زلال و پاک و صاف بشی . بشین اینجا تا همه کینه ها و دشمنی ها رو بریزی دور و ... واااااااااااااااااااای خدای من کسی که اینقدر ساده دل و صادقه داره این رو میگه ، زن داییم واقعا خیلی قلبش صافه ، اینجوری به آب نگا می کنه ، اون وقت من ... خدایا کاش همه ما آدما همین جوری به همه چیزای اطرافمون نگا می کردیم به آب ، کوه ، دشت ، صحرا و ... همه اینا آیتی از جانب تواند ، میشه از همشون درس گرفت ، میشه همشون معلم ما باشند ولی من دانش آموز خوبی تو این زمینه نیستم ؛ خدایا به حق همین ماه عزیزی که داریم بهش نزدیک میشیم فرج مولامون رو نزدیک کن و به حق همین ماه کمکمون کن تا هرچه به این ماه نزدیک میشیم ، به تو نزدیک تر بشیم نه با زبونمون بلکه با عملمون ، کمک کن مثه آسمون ، آبی و پاک ؛ مثه کوه ،استوار وپایدار؛ مثه رود، جاری و زلال باشیم . و در آخر : ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذهدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب / آل عمران 8
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 14:3 توسط نسیم |
|
|
حضرت امام حسين(ع)مي فرمايد: مهدي ما در عصرخودش مظلوم است تا مي توانيد از مهدي {حضرت مهدي (ع)} سخن بگوئيد و قلم فرسايي کنيد ؛آنچه که درباره شخصيت اين معصوم بگوئيد درباره همه معصومين گفته ايد ؛ چون حضرات معصومين همه در عصمت وولايت امامت يکي هستند و چون عصر ، عصر مهدي ما{حضرت مهدي (ع)}است سزاوار است درباره او مطالب گفته شود . غيبت منتظر مي خواهد نه عزادار بس طعنه ز هجران رخ يار شنيدم از بار گران غم ايام خميدم
ما تشنه ديدار جمال رخ ياريم زين روي ازاين کوي به آن کوي دويديمامام حسن عسگري(ع)مي فرمايد:به خدا او غيبتي مي کند که دراين غيبت ازهلاکت و گمراهي نجات نمي يابد مگر کسي که خدا او را در ايمان برامامتش پايدار داشته و دعا براي تعجيل در فرجش توفيق دهد .
تا کي به درت آيم و ديدار نبينم صد بار تورا جويم و يکبار نبينم گويا حرم کوي تو کعبه است ودر آنجا هر چند روم جز در و ديوار نبينم داني که مرا بزم گه عيش کدام است جايي که تو را بينم و اغيار نبينم يا رب چه شود گر من بي دل به همه عمر يک بار تو را برسر بازار نبينم امروز در اين شهر دلي نيست که او را در دام بلاي تو گرفتار نبينم او مي رود و جمع رقيبان ز قفايش تا شيوه آن قامت و رفتار نبينم خورشيد لطافت رخ يار است هلالي
آن روز مبادا که رخ يار نبينم
امام کاظم (ع) : وچه نیکوست صبر و انتظار فرج مگر نشنیده اید گفتار خدا را که فرموده است منتظر باشید که من نیز با شما از منتظرانم . خدایا ما منتظریم چون خودت گفتی فانتظروا انی معکم من المنتظرین – اعراف 71 اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 13:4 توسط نسیم |
|
|
شدّت فتنه ها و كثرت ابتلائات و فزونى مشاكل و انحرافات در دوره غيبت حضرت مهدى(عليه السلام)، اقتضا مىكند كه ايمان آوردگان و پيروان ولايت همواره بر حذر بوده، و نسبت به عقيده و عمل خويش مراقبت بيشترى داشته باشند. در اين باب، نكاتى چند از كلام معصومين سلام اللّهعليهم، دقت و تعمّق بيشترى مىطلبد: الف) تمسك به ريسمان ولايت: امام صادق (عليه السلام) فرمود: «يأتى على النّاس زمان يغيب عنهم امامهم»، زمانى بر مردم فرا رسد كه پيشواى شان غايب گردد. زراره پرسيد: در آن زمان مردم چه كنند؟ فرمود: «يتمسّكون بالأمر الذى هم عليه حتّى يتبيّن لهم»، به همان امر ولايتى كه دارند چنگ زنند، تا بر ايشان تبيين شود.( [1] ) و در كلامى ديگر فرمود: «طوبى لشيعتنا المتمسكين بحبلنا فى غيبة قائمنا».( [2] ) خوشا به حال شيعيان ما ! آنان كه در زمان غيبت قائم ما به ريسمان ولايت ما تمسك مىجويند. راستى در آن زمان كه امام و پيشواى مردم، در دسترس آنان نباشد و دامهاى شيطان براى جدا كردن آنان از ولايت اهلبيت (عليهم السلام) كه همان صراط مستقيم خداست، در همه جا پراكنده شده باشد، چه وسيلهاى مطمئنتر از «حبل ولايت» مىتوان يافت كه بتواند از «افتادن به چاه ضلالت» و «گرفتار شدن به دام انحراف» جلوگيرى كند؟! ب) تمسك به تقوى: امام صادق (عليه السلام) فرمود: «إن لصاحب هذا الامر غيبةً فليتّق اللّه عبدٌ و ليتمسّك بدينه».( [3] ) «به يقين صاحب اين امر را غيبتى هست، پس هر بندهاى بايد به تقواى الهى روى آورد و به دينش چنگ زند.» همين تقواست كه روشن بينى و رزق بىحساب و گشايش الهى را نصيب انسان مىسازد، و همين تقواست كه در لحظههاى خوف و خطر دل را آرامش مىدهد، و همين تقواست كه در دوران فتنه خيز غيبت، مايه رستگارى انسانهاست. ج) طلب معرفت: زراره گويد: به امام صادق(عليه السلام) عرض كردم اگر زمان غيبت فرزندت مهدى (عليه السلام) را درك كردم چه كنم؟ فرمود: اين دعا را بخوان; «اللّهم عرّفنى نفسك، فانّك إن لم تعرّفنى نفسك لم اعرف رسولك، اللّهم عرّفنى رسولك فانّك إن لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك اللّهم عرّفنى حجّتك فانّك إن لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى».( [4] ) «خدايا خودت را به من بشناسان كه اگر تو خودت را به من نشناسانى، پيامبرت را نتوانم شناخت. خدايا پيامبرت را به من بشناسان كه اگر تو پيامبرت را به من نشناسانى، حجّتت را نتوانم شناخت. خدايا حجت خود را به من بشناسان كه اگر تو حجّتت را به من نشناسانى از دينم گمراه خواهم شد.» 1 ـ معرفتها را از خدا بايد طلبيد. 2 ـ شناخت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) تابع شناخت خدا، و شناخت حجّت متفرّع برشناخت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) است. 3 ـ اگرچه بدون شناخت خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، شناخت حجّت ممكن نيست، امّا گمراهى از دين در اثر عدم شناخت حجّت لازم مىآيد. به عبارت ديگر، عدم گمراهى از دين، بدون شناخت حجّت، تضمين نمىشود. وبديهى است كه هردعايى، تنها پشتوانه حركت به حساب مىآيد، اصل دعاء ابراز نياز درونى و طلب تأييد الهى، در حركت بيرونى است. نياز به معرفت كه احساس شد و حركت براى كسب معارف كه توسط بنده آغاز گرديد. اگر دل با خدا باشد و گام در راه او قرار گيرد وصول به معرفت تضمين شده است. «قل ما يعبؤ بكم ربّى لولا دعاؤكم».( [5] ) «بگو اگر دعاى شما نباشد، پروردگار من به شما عنايتى نكند.»
د ) تقيّه به عنوان سلاح مقاومت: امام رضا (عليه السلام) فرمود: «لا دين لمن لاورع له، و لا ايمان لمن لاتقيّة له إن اكرمكم عند اللّه أعملكم بالتّقيّة فقيل له: يابن رسول اللّه إلى متى؟ قال: إلى يوم الوقت المعلوم، و هو يوم خروج قائمنا اهل البيت.»( [6] ) «كسى كه از گناه نپرهيزد، دين ندارد و كسى كه تقيّه نداشته باشد، ايمان ندارد همانا گرامىترين شما نزد خدا، كسى است كه به تقيّه بيشتر و بهتر عمل كند.» گفته شد: اى فرزند رسول خدا تا كى؟ فرمود: «تا روز «وقت معلوم» كه همان روز ظهور و زمان قيام قائم ما اهلبيت است. «تقيّه» هرگز به معناى «دم فروبستن» و «بىتفاوت ماندن» و بنا به «مصلحت اصطلاحى» رفتار كردن و «نان به نرخ روز خوردن» نيست. «تقيّه» هرگز به معناى «دست كشيدن از آرمانها» و همراه شدن با هركس و ناكس نيست. تقيّهاى كه از وظايف شيعيان در دوران غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) شمرده شده و ارزشى هم سنگ با «تقوى» دارد وعدم رعايتش مساوى «با بىايمانى» شمرده شده، نوعى سلاح مقاومت است. امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيات (95 تا 97) سوره كهف كه در باره بناى سدّ، توسط ذوالقرنين است و طى آنان از سدّى بلند كه دشمنان نتوانند بر فرازش روند و از شكافتنش ناتوان باشند حكايت شده است مىفرمايد: «اذا عَمِلتَ بالتقيّة لم يقدروا لك على حيلة و هو الحصن الحصين وصار بينك و بين اعداء اللّه سداً لايستطيعون له نقباً».( [7] ) هنگامى كه به تقيّه عمل كنى چارهاى عليه تو نمىيابند ونمىتوانند با تو نيرنگ بازند، و آن به مانند دژى استوار و محكم است و بين تو و دشمنان خدا سدّى نفوذ ناپذير ايجاد مىكند.» پس تقيه، چارهاى براى در امان ماندن از دشمن مقتدر و فرصتى براى قدرت يافتن خويش است تا نيروها بيهوده هدر نروند و در موقع مناسب توان ضربه زدن به دشمن را داشته باشند.
هـ) انتظار آگاهانه: امام صادق (عليه السلام) فرمود: «اقرب، ما يكون العباد من اللّه جلّ ذكره و أرضى ما يكون عنهم اذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ و لم يظهر لهم و لم يعلموا مكانه و هم فى ذلك يعلمون أنّه لم تَبطُل حجّة اللّه جلّ ذكره و لاميثاقه، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً...»( [8] ) «زمانى كه بندگان به خداى بزرگ نزديك ترند و خدا از ايشان بيشتر راضى است، زمانى است كه حجت خداى تعالى از ميان آنان ناپديد گردد و ظاهر نشود و آنان جايش را هم ندانند. با اين همه بدانند كه حجت و ميثاق خدا از بين نرفته و باطل نشده است. در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشيد». فضيلت بندگان خدا در اين زمان و رضايت بيشتر خداوند از آنان، بدين جهت است كه آنان بىآنكه امام خويش را ببينند و معجزاتش را مشاهده كنند و در حيرتها به درخانهاش پناهنده شوند، تنها با اعتماد به خدا و پايبندى به تقوى و دوستى اهلبيت، ميثاق الهى را نگاهبانى كرده ومرزهاى عقيده را پاس مىدارند. امام صادق (عليه السلام) فرمود: «يا ابا بصير! طوبى لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره فى غيبته و المطيعين له فى ظهوره، اولئك اولياء اللّه الذين لاخوف عليهم و لاهم يحزنون.»( [9] ) «اى ابوبصير! خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در دوران غيبت او در انتظار ظهورش به سر مىبرند و در دوران ظهورش به اطاعت او روى مىكنند، آنان اولياى خدا هستند كه هيچ ترس و اندوهى بر ايشان نيست.» باهم آمدن دو وصفِ «انتظار در غيبت» و «اطاعت در ظهور»، براى شيعيان حضرت قائم(عليه السلام)، نشان دهنده نوعى ملازمت بين ايندو وصف است. به اين معنا كه شيعيان منتظر در دوران غيبت چنان امام خود را شناخته و در اطاعتش مىكوشند كه اگر دوران ظهور تحقق مىيافت، در زمره مطيعين حقيقى او بودند.
وـ ) حزن و اندوه بر مصائب غيبت و دعا براى ظهور : سدير صيرفى گويد: با برخى از اصحاب بر امام صادق (عليه السلام) وارد شديم، او را نشسته بر خاك ديديم، در حالى كه عبايى خشن با آستين كوتاه پوشيده و با قلبى سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، مىگريست، رنگ چهرهاش تغيير كرده و اندوه از گونههاى مباركش پيدا بود و اشكهايش، لباسش را خيس كرده بود وناله مىكرد: «مولاى من! غيبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آسايش دلم را از من گرفته است! مولاى من! غيبت تو، بلا و مصيبت مرا به فاجعههاى ابدى پيوند داده، و از دست دادن ياران، يكى پس از ديگرى، اجتماع و شماره ما را از بين برده، هنوز سوزش اشكى كه از چشمم مىريزد و نالهاى كه از دلم بر مىخيزد با ياد بلاها و سختىهاى ـ دوران غيبت تو ـ پايان نيافته كه درد و رنج شديدتر و دردناكترى در برابر ديدگانم شكل مىگيرد!» سدير گويد: شگفت زده پرسيديم اين ماتم وگريه براى چيست؟! امام صادق(عليه السلام) آهى عميق و سوزناك كشيد و فرمود: اى واى! صبح امروز، در كتاب جفر نظر مىكردم و در باره ولادت و غيبت طولانى و طول عمر قائم ما و بلاهاى مؤمنين در آن زمان و ايجاد شك و ترديد در اثر طول غيبت و ارتداد اكثريت مردم از دين و خروج آنان از تعهد به اسلام، تأمل و دقتى داشتم، در اثر آن، رقّت مرا فرا گرفت و حزن و اندوه بر من چيره شد.»( [10] ) وقتى حال امام صادق(عليه السلام) ـ كه حدود يكصد سال قبل از آغاز دوره غيبت مىزيسته است ـ چنين باشد، بايد ديد حال سرگشتگان دوران غيبت و دورماندگان از چشمه زلال ولايت چگونه بايد باشد، بيهوده نيست كه در هر مناسبتى شادى آفرين يا غمبار، سفارش به قرائت دعاى ندبه شدهايم كه حديث اشك و سوز دل منتظران حضرت مهدى(عليه السلام) است. وبى مورد نيست كه اين چنين بر دعاى براى فرج در زمان غيبت، تأكيد شده است. امام زمان(عليه السلام) مىفرمايد: «اكثر و الدعاء بتعجيل الفرج».( [11] ) «براى نزديك شدن ظهور و فرج، بسيار دعا كنيد.»
]1[-كمال الدين ج 2 باب 33 حديث 44 صفحه 350. [2] ـ مدرك پيشين باب 34 حديث 5 صفحه 361. [3] ـ كافى جلد 2 باب «فى الغيبه» صفحه 132. [6] ـ كمال الدين جلد 2 باب 35 حديث 5 صفحه 371. [7] ـ تفسير نور الثقلين جلد سوم ذيل آيه شريفه ـ حديث 232. [8] ـ كافى ج 2 باب نادر فى الغيبه صفحه 127. [9] ـ كمال الدين ج 2 باب 33 صفحه 357 حديث 54. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 12:38 توسط نسیم |
|
|
بسم الله النور
««الهی پرندگان همه یکطرف و مرغ عشق یکطرف، گیاهان همه یکجهت و گیاه عشق یکجهت، همه درسها یک جانب و درس عشق یکجانب، همه یکسوی و عشق یکسوی.
الهی با اجازه ات نام عالم را عشق آباد گذاشته ام.
الهی در شگفتم از ان که کوه را می شکافد تا به معدن جواهر دست یابد و خویش را نمی کاود تا به مخزن حقایق برسد.
الهی، همه گویند خدا کو، حسن گوید جز خدا کو.
الهی، همه سر آسوده خواهند، و حسن دل آسوده.
الهی، روزم را چون شبم روحانی بگردان، و شبم را چون روزم نورانی!
الهی، چگونه گویم نشناختمت که شناختمت، و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت.
الهی، از نماز و روزهام توبه کردم؛ به حق اهل نماز و روزهات توبة این نااهل را بپذیر!
الهی، خوشا انان که در جوانی شکسته شدند که پیری خود شکستگی است!
الهی، اگر از من پرسند کیستی، چه گویم؟
الهی، کیست که موفق به زیارت جمال دل آرایت شد و شیدایت نشد.
الهی کودکان سرگرم بازیند مگر کلان سالان در چه کارند.
الهی همه از گناه توبه می کنند حسن را از خودش توبه ده.
الهی، بدان بر ما حق بسیار دارند تا چه رسد به خوبان.
الهی اگر چه درویشم ولی داراتر از من کیست که تو دارایی منی.
الهی، امشب که شب قدر است همه قرآن به سر میکنند، حسن را توفیق ده که قرآن به دل کند! »» الهی نامه علامه حسن زاده خدایا من کیم ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدایا میدونم یه بنده حقیرم ، ولی هیچ وقت حق بندگیت رو ادا نکردم ... خدایا نسیم رو اگه به خاطر گناهانش عذاب کنی حقشه ...ولی خواهش می کنم ...ازت خواهش می کنم روز موعود باهاش حرف بزن... خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خدایا تو این ماه عزیز ، به حق همون عزیزی که تولدش تو این ماهه ، ظهور مولامون رو نزدیک کن
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هرکجا هست خدایا به سلامت دارش
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 21:52 توسط نسیم |
|
|
هو القادر ای بندگان خدا ! از خدا بپرهیزید و با اعمال نیکو به استقبال اجل بروید با چیزهای فانی شدنی دنیا آنچه که جاوید می ماند خریداری کنید. از دنیا کوچ کنید که برای کوچ دادنتان تلاش می کنند . آماده مرگ باشید که بر شما سایه افکنده است . چون مردمی باشید که بر آنها بانگ زدند و بیدار شدند و دانستند دنیا خانه جاویدان نیست و آن را با آخرت مبادله کردند. خدای سبحان شما را بیهوده نیافرید و به حال خود وانگذاشت ، میان شما تا بهشت یا دوزخ فاصله اندکی جز رسیدن مرگ نیست . زندگی کوتاهی که گذشتن لحظه ها از آن می کاهد و مرگ آن را نابود می کند سزاوار است که کوتاه مدت باشد . زندگی که شب و روز آن را به پیش می راند به زودی پایان خواهد گرفت . مسافری که سعادت یا شقاوت همراه می برد باید بهترین توشه را با خود بردارد . از این خانه دنیا زاد و توشه بردارید که فردای رستاخیز نگهبانتان باشد . بنده خدا باید از پروردگار خود بپرهیزد ، خود را پند دهد و توبه را پیش فرستد و بر شهوات غلبه کند ، زیرا مرگ او پنهان و پوشیده است و آرزوها فریبنده اند و شیطان همواره با اوست و گناهان را زینت و جلوه می دهد تا بر او تسلط یابد ، انسان را در انتظار توبه نگاه می دارد که آن را تاخیر اندازد و تا زمان فرارسیدن مرگ از آن غفلت نماید . وای بر غفلت زده ای که عمرش بر ضد او گواهی دهد و روزگار او را به شقاوت و پستی کشاند . از خدا می خواهیم که ما و شما را برابر نعمت ها مغرور نسازد و چیزی ما را از اطاعت پروردگار باز ندارد و پس از فرارسیدن مرگ دچار پشیمانی و اندوه نگرداند . نهج البلاغه خطبه 64
سلام به دوستای گل خودم می دونین امروز به چی فکر می کردم ؟!!!خوب معلومه نمی دونین داشتم به دزدا فکر می کردم ، همه وقتی اسم دزد میاد یاد نرده بون و طناب و دیوار و اینا می افتند ولی دزدی فقط این نیست ... یه روزی سوار تاکسی شدم مسیری که همیشه 280 کرایه اش می شد رو 400 تومان حساب کرد ، چیزی بهش نگفتم چون عادت ندارم فقط پیش خودم گفتم حیف نیست آدم از صبح زود از خونه بیاد بیرون تو گرمای تابستون عرق بریزه اون وقت مال حلالش رو ...!!! پارسال یادش به خیر با بچه ها از طرف دانشگاه رفته بودیم مشهد ، روز اول که سوار تاکسی شدیم 1000 تومان ازمون کرایه گرفت ما هم چیزی نگفتیم چون فکر می کردیم قیمتشه تا روز آخری که می خواستیم بیایم انواع و اقسام قیمتا که البته نزولی بود دقیقا روز آخر 300 تومان کرایه دادیم تازه فهمیدیم کجا چه خبره ؟!!! یا این مغازه دارای عزیز و کم فروشی ... بعضی وقتا هم آدم با چشمش ، با گوشش و با فکر و ذهنش دزدی می کنه ... که اینا واسه من پیش اومده مثلا یه جا ایستادی دو نفر دارند صحبت می کنند خوب تو هم اگه بی کار باشی و صداشون راحت برسه مجبوری به حرفاشون گوش بدی
بعضیا مال آدما می دزند بعضیا ایمان آدم رو و بعضیا دل آدما
دل از ما برد و روی از ما نهان کرد خدا را با که این بازی توان کرد ؟! به قول آقای دانشمند آخر زمون که می شه کسانی که ایمان دارند باید ایمانشون رو دستشون بگیرن و از این شهر به اون شهر از این دیار یه اون دیار ...تا از دست گرگا در امون باشند... یه چیز خنده دار دیگه ، از چند نفر شنیدم ماشینشون گوشه خیابون پارک بوده بعد که برگشتند دیگه بنزینی تو باکش نبوده ... خدایا ! بر محمد و آل او درود فرست و شیطان را با برخی از دشمنانت مشغول ساز تا با ما همنشین نگردد و با حسن رعایت خود ما را از او در امان دار و مکر او را از ما دور فرما و او را از ما روی گردان نما و ردپایی از او باقی مگذار ...خداوندا ! گره هایی را که شیطان بسته بگشای و دوخته هایش را باز کن و تدبیرش را فروبشکن و عزمش را سست کن و هرچه را برپا کرده و محکم نموده در هم شکن ... صحیفه سجادیه دعای 17 |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:20 توسط نسیم |
|